پس از سلطه ی کامل امویان بر مقدرات مسلمانان و شهادت امام حسین (ع) ائمه ی اهل البیت در قامت مرزبانان عقیده و الگوهای اخلاقی و معنویت راهبرد توسعه ی فعالیتهای فرهنگی، مذهبی را به عنوان خط اصلی فعالیتهای خود انتخاب کردند. تلاش و کوشش آنان برای مقابله با جریانات انحرافی افراطی، غلو و تفریطی عزلت و زهد منفی و تبیین اسلام محمدی (ص) نیازمند بازوان و تشکیلات منسجمی بود که در نهادی به نام سازمان وکالت متشکل از جمعی از شاگردان و معتمدین ائمه (ع) متجلی می شد. پس از پایان عصر غیبت صغری و شروع غیبت کبری از درون فعالیتهای فرهنگی ائمه (ع) تشکلی سر برآورد که در تاریخ تشیع به صنف روحانیت مشهور شد. نهادی اجتماعی سیاسی، فرهنگی و عقیدتی که از همان ابتدا و خصوصاً پس از فعالیتهای حوزه علمیه نجف در ده قرن گذشته مرکز حضور علماء و اندیشمندانی شد که با وجود تفاوتهای فکری و نحله ایی و سلیقه ایی به نحوی موثر توانستند در یک همزیستی مسالمت آمیز نهاد روحانیت را از میان حوادث مختلف با مدیریت مناسب، آنرا وارد قرن بیست و یکم سازند. حرکت این نهاد با فراز و فرود فراوانی همراه بوده است ، اما این نهاد در بدترین شرایط سیاسی و خفقان و دیکتاتوری و عزم و اراده ی حاکمیتها برای حذف از صحنه ی جامعه مقاومت کرده وماندگار مانده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در پرتو نظریه ی ولایت فقیه روحانیون شیعه از هر زمان دیگری در حوزه ی سیاست و اجراء و قلمروهای دیگر جامعه ی ایرانی حضور پر رنگتر یافت اما با خطرات و تهدیدات بیشتری نیز مواجه شد. بزرگترین خطر نوشتن خوب و بد جامعه به حساب آنان و ارائه ی فاکتورها و صورت حساب بلند بالایی از اقتصاد تا فرهنگ و اخلاق اجتماعی به اسم آنانست.خطردیگرتوقف روندنظریه پردازی و تعطیلی تولید فکری و در نتیجه فقر ایدئولوژیک است. مشکل دیگر تک صدایی و انزوای صاحبان اندیشه و سلیقه ها و نمود اختلاف مخرب در میان آنان است. ناکارآمد جلوه دادن نظریه ی ولابت فقیه نیز از جمله مسائلی است که برای آن نقشه ها و برنامه های مختلفی طراحی و اجرا می شود. روحانی علیه روحانی همانند مذهب علیه مذهب یکی دیگر از برنامه هایی است که عده ایی فعالانه آنرا دنبال می کنند.هدف احصاء تمامی موارد وبحث جامع ومانع دراین مقوله نیست ،بلکه اینها نمونه هایی است که این صنف هزار ساله را با چالش مواجه کرده است. روحانیت در تاریخ توانسته است خود را حفظ کند اما اساس خطراتی که او را تهدید می کند از ناحیه ی چه کسانی و با چه ابزارهایی است؟ چگونه می تواند رسالت خودرا به انجام برساند؟ سوالاتی است که جواب آن نیازمند تدبر بیشتری است.
حضرت علی (ع) پس از ضربت خوردن در بستر شهادت ضمن
سخنانی، فرمودند: « من مدتها تحقیق کردم که راز پنهان مرگ یا وقت مرگ را بدانم،
ولی خداوند نخواست و این راز از من مخفی نگاه داشت.» خطبه 128 نهج البلاغه
اسرار و مجهولات جهان نسبت به دانش ما چنان زیاد
است که علوم مانند یک کتاب کم حجم و نادانیهای ما همانند یک کتابخانه ی بزرگ است.
با همه پیشرفت علمی و گسترده گی حوزه ی تکنولوژی
و توسعه و تمدن، وجود انسان بزرگترین مجهولی است که مانند صندوقچه ی مهر و موم شده
ائی در هاله ائی از واقعیت و رویا پیچیده شده است. یکی از ویژگی های اساسی در
انسان تغییرات مستمر و مداوم شخصیت است . گاهی تغییر و تحولات شخصیت فرد را به ضد
خود تبدیل می کند تا جائیکه وی برای خود و اطرافیان ناشناخته می نمایاند و موجب
تعجب و سردرگمی می شود.
قدرت و ثروت مانند تیزاب صاحبان خود را دستخوش
تغییرات عمیق می سازد و همانند یک معادله درعلم شیمی است که شی ء را به چیز دیگر
تغییر می دهدوسنتزجدیدی خلق می کند. بی توجهی به این موضوع در تحلیلهای سیاسی تحلیلگر
را دچار بن بست می سازد.
با نگاه ایستائی هیچگاه به کنه واقعیتها پی نخواهیم
برد لذا مرتباً با تعجب می پرسیم چرا ؟ معمولاً سیاستمداران اسیر مقتضیات قدرت و
ثروت هستند و برای تثبیت و تداوم موقعیتهای کسب شده دست به اعمال و اتخاذ مواضعی
می زنند که باشعارهاوتصویری که ازخود درجامعه ساخته اند درتضاداست. گاهی مانند
قهرمان داستان فاوست حتی حاضر به بردگی شیطان می شوند در چنین شرایطی ایجاد هر نوع
رفتاری از آنان محتمل است . تعداد بسیار اندکی از مردان و یا زنان اهل سیاست هستند
که به ارزشها و اصول خود متعهد و پایبند می مانند ،در مورد اکثریتی از آنان اعمال
قانون و نظارت عمومی در پناه آزادی مطبوعات و بیان می تواند تا حد زیادی راهگشا باشد،
عالیترین وجه ظهور و نمود امر به معروف و نهی از منکر که از آموزه های دینی است.
بنابراین از فساد مالی و اخلاقی تعدادی از بی
ریشه های بی شخصیت در حوزه ی سیاست نباید متعجب شد آنان قدرت و صلابت قانون را
ندیده اند و با خیالی آسوده قدرت و ثروت را بسان طعمه ائی پنداشته اند و سوء استفاده
از آن را زرنگی نامیده اند " کل یعمل علی شا کلته "
کمی به خود بیائیم و ببینیم که این مار دو سر با
دیگران چه کرده است و با ما ممکن است چه کند؟
مانند مولایمان در راز و اسرار مرگ بیندیشیم شاید
قلب ما نیز بیدار شود.
گوییا باور نمی دارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل در کار داور می کنند