شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 6 بهمن 1390

روزی مرداعرابی وبادیه نشین درمسجدالنبی (ص)ازروی نادانی درحضورپیامبرویارانش ادرارکرد.رفتارخلاف ادب آن مردواکنش شدیدجمعی ازاصحاب رابرانگیخت.درلسان روایات تعابیرمختلفی ازرفتار اصحاب گزارش شده است ازجمله آمده است:

الف- (صاح به الناس) برسراوفریادزدند.ب-(قام علیه بعض الناس)عده ایئ برضداوقیام کردند.ج-(فاسرع الناس الیه) مردم به سوی اوهجوم بردند.د-(فقال بعضهم مه مه )بعضی ازاصحاب گفتنداورا متوقف کنید،اورامتوقف کنید.بعضی نیزدرتحلیل ماجراگفته اندکه جمعی ازاصحاب شمشیرهای خودراازغلاف بیرون کشیدند وبه اصطلاح می خواستندبه روش شمشیردرمانی مسئله راحل کنند.البته ازسپیده دم تاریخ اسلام تاامروز جریانات متطرف وتندرووافرادی بااخلاق خوارج منش بوده اندولی باوجودرفتارزننده مرداعرابی بعید است درآن صحنه کسی دست به قبضه ی شمشیر برده باشد ممکن است رفتار مرد اعرابی واکنش اصحاب را در حد توبیخ زبانی یا تنبیه شدیدتری برانگیخته باشد، ولی مطمئناً در حدّ شمشیرکشی و اقدام برای قتل فرد نبوده است. اما پیامبر (ص) که در مسجد حاضر بود رفتار دیگری داشت. ایشان جلوی حرکت و واکنش اصحاب را گرفتند و فرمودند: او را واگذارید و یک دلو آب در محلی که ادار کرده بپاشید. خداوند شما را امر کرده تا بر مردم آسان بگیرید و سختگیری نکنید. این نمونه از رفتار پیامبر می تواند مصداق رحمه للعالمین وعمل به توصیه ی خداوند در آیه " لوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک" اگر تو خشن و سنگدل باشی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند باشد و نشانه ایی ازاینکه اسلام دین سمحه و سهله است و فقه واحکام آن آسان است.
در گزارش دیگری از این واقعه روایت شده است که پیامبر (ص) به طرف آن مرد رفت و فرمود: این خانه و مکان (مسجد) برای ذکر خدا و نماز ساخته شده است و باید از آلودگی دور نگاه داشته شود و پاکیزه باشد. بعد یک دلو آب خواست و روی آن محل پاشید. آن مرد اعرابی بعد از آنکه متوجه شد گفت: رسول الله (ص) بلند شده نزد من آمد. پدر و مادرم فدای او شود و من را توبیخ زبانی و جسمانی نکرد. این روش اقناعی و تربیتی حاکی ازآنست که هدف رسالت رشد انسانها است. دین برای تکمیل اخلاق است وگرنه شمشیرکشی و حذف و تخریب و هیاهو از هر کسی بر می آید.کارانبیااصلاح ،تربیت،رشدوبه فلاح رساندن انسانهااعم ازمذکرومونث است .

 

سه شنبه 27 دی 1390

در این وانفسا که اسیر زنجیرهای خود ساخته هستیم و در بند نام و نان و آب زندانی شده ایم شاید سخن از محبت و عشق گفتن محلی از اعراب نداشته باشد.
روی من از روی تو دارد صد روشنی                                جان من از جان تو یابد صد ایمنی
آهان هستی من صیقل عشق چو یافت                                آیینه کون شد رفت از و آهنی
مرغ دلم می تپد هیچ سکون نداشت                                  مسکن اصلیش دید یافت درو ساکنی
محبت که از مرزهای تخیل می گذرد عشق زاده می شود و هر گاه به آخرین مرز خود می رسد شوریدگی و شیدایی می آید. در ابتدا محبت بود عشق آمد شوریدگی و شیدایی شد هر چه بود فنا شد. مرز بودن و نبودن از میان برخاست.
هر نفسی از درون دلبر روحانی                                     عربده آرد مرا از ره پنهانی
فتنه و ویرانیم شور و پریشانیم                                       برد مسلمانیم وای مسلمانی
کعبه ما کوی او قبله ما روی او                                  رهبر ما بوی او در ره سلطانی
مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب در مقدمه بر دیوان شمس می گویند:جلال الدین( مولوی) مردی بی تکلف، ساده، و نیک محضر بود. بیشتر با درویشان و پیشه وران نشست و برخاست داشت و در معامله با محتشمان گستاخ و بی پروا بود. با وجود لاغری و زردرویی حشمت و مهابتی قوی داشت. اگرچه لباس ساده صوفیانه می پوشید مردم در وی به چشم اهل حشمت می دیدند. با اینهمه در مجلس او از هر دستی مردم راه داشتند. حتی یک ترسای مست می توانست در سماع او حاضر شود و شور و عربده کند. و قصابی ارمنی اگر به وی بر می خورد از وی تواضعهای شگفت می دید. در بردباری و شکیبایی حوصله ایی کم مانند داشت. طالب علمی که با صوفیه دشمنی داشت، بر سرجمع با وی گفت: از مولانا نقل کنند که جایی گفته است « من با هفتاد و سه مذهب یکی ام، آیا این سخن مولانا گفته است؟»  گفت آری گفته ام. آن مرد زبان طعن بگشاد و مولانا را دشنام داد. مولانا بخندید و گفت با این نیز که توی می گویی یکی ام. یک رنگی و صلح جویی او تا بدین حد بود و با رند و زاهد و گبر و ترسا چنین می زیست.
ای یوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما                                      ای در شکسته جام ما، ای بردریده نام ما
ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما                                               جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما، ای دولت منصور ما                                                آتش زدی در عود ما، نظاره کن در دود ما
ای یار ما، عیار ما، دام دل خمار ما                                                         پا وامکش از کار ما، بستان گرو دستار ما
در گل بمانده پای دل، جان می دهم چه جای دل                                  وز آتش سودای دل، ای وای دل، ای وای ما
ما نیز دستار گرو گذاشته با آنچه مولانا گفته است یکی می شویم که آنچه از میان ما رفته است یک رنگی، صلح و همزیستی مسالمت آمیز و اخلاق است.  

یکشنبه 18 دی 1390

در سال اول هجرت برخورد یهودیان با مسلمانان و شخص پیامبر(ص) دوستانه بود و در اجتماع و سخنرانی ایشان حاضر می شدند. آنان با وی وارد دیالوگ و گفتگو می شدند. پیامبر(ص) با انعقاد قرارداد با آنان حقوق شهروندی و آزادی مذهبی آنان را به رسمیت شناخت .از حضرت موسی (ع) بسیار تجلیل و او را تصدیق می کرد. از آنها احوالپرسی و دلجویی می کرد و در گفتگوهای علمی و دینی آنان شرکت می جست. در سیره ی ابن هشام آمده است که پیامبر به یهودیان کم اعتنا نبود و در جمع آنها که در کتابخانه ی بزرگشان تشکیل می شد حاضر می شد و به سوالات آنان پاسخ می داد. انتقام جویی و کینه توزی های گذشته را ممنوع کرده بود. همچنین گامهای مثبتی نیز از طرف مقابل قابل مشاهده بود و عده ایی از آنان مسلمان شدند. یا در جنگ احدشرگت کردندو مخیریق از بزرگان یهود در دفاع از پیامبر به شهادت رسید که مورد تحسین پیامبر قرار گرفت. اما به دلایلی که باید در محل خود بحث شود روند گسست یهودیان با هدایت بعضی از سران آنان خصوصاً بعد از پیروزی مسلمانان درجنگ  بدر شروع شد. یکی از شیوه های آنان عملیاتی کردن پروژه ی شبهه انگیزی در لوای طرح احکام دینی و مسایل عقیدتی بود. مسلمانان در غزوه فرع که پس از نبرد بدر صورت گرفت شتران بسیاری به غنیمت گرفتند. جامعه نوپای مدینه که به نوعی در محاصره قریش بود و مردم در فقر بودند استفاده از گوشت و شیر شتررابه  یکی از مسایل مهم اقتصادی آن روز مدینه تبدیل کرده  بود و غنیمت های گرفته شده می توانست تا حد زیادی در حل این معضل گره گشا باشد. در چنین شرایطی یهود مدینه فتوا ی حرمت استفاده از گوشت و شیر شتر برای تمامی یکتا پرستان و از جمله مسلمانان مدینه صادر کردند بهانه آنان عدم مصرف آن توسط یعقوب (ع) بود . این فتوای مذهبی برنامه سیاسی آنان برای تحت فشار قرار دادن مسلمانان و در نتیجه شخص پیامبر بود .خداوند در آیه 93 آل عمران فرمود: « همه طعام ها بر بنی اسرائیل حلال شد مگر آنچه یعقوب پیش از نزول تورات بر نفس خود حرام کرده بود. پس بیاورید تورات و آنرا تلاوت کنید اگر راست می گویید.» از این آیه معلوم می شود که سران یهود که به کتاب دسترسی داشتند تعمداً حقیقت را از مردم عادی پنهان می کردند و عمل یعقوب (ع) رفتار شخصی برای خودسازی بوده است و نوعی ممنوعیت خود خواسته بود که نمی توانست حکم الهی فراگیر باشد. طرح حلال وحرام در آن شرایط از جمله مسایل فرعی وبرای ایجاد فضای مجادله مذهبی و بحث بی نتیجه و فرسایشی علیه دین نوپابود. وبه تعبیر قرآن "عوجا" بود. پیامبر روند وحدت را دنبال می کرد بیت المقدس را قبله اعلام کرد، هنوز احکام روزه ماه رمضان نبود با مشاهده روزه یهودیان مسلمانان را بدین کار تشویق می کرد. بنابر گزارش ابن هشام در زمانی که بیش از نیمی از قرآن نازل نشده بود در قضاوت میان مردم قوانین قصاص و دیات را بر اساس تورات انجام می داد.
ولی سران یهود به دنبال اهداف شخصی خود بودند و فاصله ها را عمیق تر می کردند. حقایق را کتمان می کردند. علت خصومت ودشمنی آنان از نظر قرآن دو عامل بغی و گمانه زنی از سوی امیون و توده جاهل بود. (آیه 19 آل عمران و 78 بقره)
علاوه بر تنش های لفظی و علنی، به پنهان کاری و نقاق روی آوردند و مسئله یهود و مسلمانان مدینه وارد فاز نظامی شد که با تاریخ آن آشنا هستید.
اخیراً در فضای مجازی و مطبوعات شاهد پرسش و پاسخ های مذهبی در حیطه ی فقهی هستیم. سوال از حرام و حلال بودن ماهواره ،استفاده از اینترنت، فیس بوک و امثال آن. این سوالات شرعی سابقه ی تاریخی دارد بعد از پیروزی انقلاب سخن از حلال و حرام بودن ویدئو و امثال آن بود و قبل از آن حلال و حرام بودن استفاده از بلندگو، رانندگی بانوان و ... فقهای معظم نیز براساس رسالت مذهبی به این استفتائات پاسخ می دهند که به صورت طبیعی در فضای فرهنگی کشور تاثیر خواهد داشت. در شرایط خاصی که ما قرار داریم مسائل اساسی و عمده تحت پوشش قرار می گیرند و از ارائه راه حل های عملی و اجرایی مشکلات باز می مانیم. براساس اصل حلیت و مباح بودن هر چیزی تا زمانیکه حرمت آنها مشخص نباشد. تمامی مصنوعات بشر به جز آنچه که صراحتاً حرام شده است مانند مشروبات الکلی و امثال آن بقیه در منطقه الفراغ هستند. ویدئو، ماهواره، اینترنت، فیس بوک، رانندگی بانوان، و امثال آن در حوزه مباح قرار می گیرند.نیاز به سوال وجواب نیست. از طرفی متشرعین که دغدغه به حق مذهبی دارند بهتر است سوالاتی داشته باشند که راهگشای مشکلات اساسی مردم باشد.سوال خوب نصف جواب وراه حل است. کمی هم جهانی بیندیشیم و سقف دین را کوتاه نکنیم. خود را به حلال و حرام هایی از نوع گوشت و شیر شتر که در بالا توضیح داده شد گره نزنیم و واضحات را پیچیده نکنیم. اصل و فرع و مهم و اهم بودن مسایل مدنظر قراردهیم. خصوصاً در برخورد با مشکلات فرهنگی، یا دشمنی های خارجی و نارضایتهای داخلی باید نگاهی به درون داشت و ضعف ها و عملکردها ی اشتباه و تحلیلهای نادرست که زمینه ی ایجاد مشکل را فراهم ساخته اند شناسایی و درمان کرد.        

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>